سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

396

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

قوله : الّذى نصّ عليه سيبويه : كلمه « نصّ » يعنى تصريح كرده و بطور واضح و آشكار فرموده و ضمير در « عليه » به « الّذى » راجع است كه صفت براى « الصّحيح » واقع شده . قوله : لانّه طالب له : ضمير در « لانّه » به مبتداء و در « له » به خبر راجع است . قوله : لانّه اقتضاهما : ضمير در « لانّه » به ابتداء راجع بوده و ضمير در « اقتضاهما » به مبتداء و خبر راجع است و كلمه « اقتضى » يعنى طلب دارد و خواهان مىباشد . قوله : فعمل فيهما : ضمير در « عمل » به ابتداء و در « فيهما » به مبتداء و خبر عود مىكند . قوله : و ردّ : به صيغه مجهول و ضمير نائب فاعلى آن به قول « قيل » يعنى رفع خبر و مبتداء به ابتداء راجع است . قوله : و هو الفعل : ضمير « هو » به اقوى العوامل راجع است . قوله : فما ليس اقوى اولى : مقصود از « ماء موصوله » در « فما » ابتداء است كه عامل معنوى بوده و در عمل كردن از فعل بمراتب ضعيف‌تر است پس بطريق اولى نمىتواند دو عمل رفع در يك تركيب و عبارت بنمايد . قوله : و قال الكوفيّون ترافعا : كلمه « ترافعا » صيغه تثنيه از فعل ماضى ، باب تفاعل است و ضمير فاعلى آن به مبتداء و خبر راجع است . قوله : اى كلّ واحد منهما رفع الآخر : ضمير در « منهما » به مبتداء و خبر راجع است . قوله : و له نظائر فى العربيّة : ضمير در « له » به قول كوفيّون راجع است و امّا نظير براى اينقول مثل آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده است : ايّا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى . چه آنكه ايّا از ادات شرط جازم بوده لذا در « تدعوا » عمل جزمى نموده « تدعوا » نيز فعل و فاعل بوده بنابراين در « ايّا » نصب داده تا مفعولش باشد .